سپاه پاسداران هرگز ناجی ملت ایران نخواهد شد

حکومت نظامی ۲
بتازگی طرفداران ماندگاری سیستم وچهارچوب رژیم جمهوری اسلامی ایران، با دل بستن به یک دگردیسی سیاسی، و با امید برای گذار بسوی دموکراسی، از یک دولت نظامی سخن می گویند. به گونه ای، ایشان تا آنجایی این چهارچوب سیاسی موجود را دارای پتانسیل رفرم وبهبود می بینند که جایگزینی دولت جاری با یک دولت نظامی را بهتر از دیگر بدیل ها برای ایران ارزیابی می کنند. همسویان با این چاره، خواهان همبستگی بین
دولت و نظامیان نیستند بلکه خواهان کنار رفتن روحانیت از حکومت و
سپردن کار به دست نظامیان «ملی» می باشند تا دولتی نیمه نظامی بر کشور چیره گردد. بارزترین دلیل این جابجایی در قدرت را دست یابی به «تیمی قدرتمند» برای مذاکره با آمریکایی ها بر می شمرند.

ولی شوربختانه، طرفداران دیدگاه همسو با دولت نظامی برای ایران، گویی درباره ترکیه و یا یکی از کشورهای شرق اروپا و یا امریکای جنوبی سخن می گویند و به اندازه لازم نابسامانی های ایران را وا نکافته اند.

زمانیکه از یک کودتا و یا چیره گشتن نیروهای نظامی سخن می رود، دو پدیده مهم را باید در سیستم سیاسی کشور دارا بود تا این راهکار بتواند جواب دهد. نخست اینکه، نظامیان باید دور از دولت و حکومت مانده باشند و باشند. درچنین شرایطی آمدن نظامیان به میدان سیاسی، کنار زدن دولتمردان و سیاسیونی است که نتوانسته اند کشور را اداره کنند و کشور را به سوی یک نابسامانی بزرگ پیش می برند. رویشگاه این نابسامانی و آشفتگی ها فروپاشی ارزش های حکومتی و ملی می توانند باشند تا زمینه برای دخالت حکومت های خارجی که فرصت می یابند تا نفوذ نمایند فراهم شود. و آنزمان نظامیان کشور با دید رها ساختن مردم و کشور از شرایط خطرناک وارد میدان می شوند. از سویی، نظامیانی که به میدان وارد می شوند، بطور نسبی دارای سابقه وجایگاه خوبی بین مردم هستند. یا دست کم اینکه مورد تنفرمردم نیستند و در بهم ریختن شرایط کشور و رساندن کشور به یک دوران خطرناک نقش مهمی نداشته اند.

سپاه پاسداران سال هاست که همه کاره  کشور و منفور مردم ایران است. سپاه پاسداران دیگر آن سپاه نیست که مرزهای کشور را نگهبان بود، بلکه یک مافیای نظامی-سیاسی تمام قد در برابر منافع ملی کشور ماست. سپاه پاسداران دربرابر نیروی نظامی دوم کشور یعنی ارتش، از قدرتی بسیار بزرگ تر و مهیب تر برخوردار است. سپاه پاسداران هم اکنون تعداد وزرای با سوابق شفاف نظامی را در سر کار دارد و از زمان تیم آقای احمدی نژاد هم داشته است. این سپاه، بخش بزرگ اسکله های تجاری کشور  در اختیارش است. اقتصاد کشور را دربست به نام خود کرده است. نیروی قضاییه کشور و نیروی اجرایی کشور را فرمانبردار خود ساخته است. در سرکوب های جنبش سبز ساک ۸۸ و دیماه سال ۹۶ نقش اساسی داشته است. در ساختن و اجرای سیاست های برونمرزی کشور در خاورمیانه تنها حرف و حرف اول را می زند. چگونه با یک دولت نیمه نظامی و یا نظامی می توان قدرت بیشتری به سپاه داد؟ و یا اینکه قدرت را از سپاه گرفت؟ تفاوت بسیارزیادی بین سپاه پاسداران با ارتش ترکیه و مصر وجود دارد که نباید از چشم دور بماند. «سپاهی» و «ارتشی» غالب بر سپاه پاسداران، درایران ابدا وجود تخیلی هم ندارند. اگر سخن از کم شدن قدرت سپاه پاسداران است، آنگاه به دلیل تحریم ها و مشکلات با آمریکا و جهان باز می گردیم. مشکلاتی که بخش زیادی از آنها ناشی از دخالت سپاه پاسداران در سیاست و تصمیم های کلان کشور است. امریکایی ها خواهان کنار رفتن سپاه هستند.

از سوی دیگر، اینگونه کارشناسان زمانیکه درباره ایران نظرمی دهند گویی از کشوری سخن می گویند که «اینفرا استراکچر» یا زیرساخت هایش مانند یک کشور دست کم «نیمه مدرن» است. سیستم حکومتی ایران را ابدا نمی توان حتی نزدیک به یک کشور نیمه مدرن مثل اندونزی و یا مالزی دید. آنچه که زیرساخت ها وساختارهای سیاسی و قدرت را در ایران بر روی هم نگاه داشته است، دستکم در ۲۱ سال گذشته، سرکوب و فساد نهادین است که سه نهاد حکومتی را علیه منافع ملی مردم ایران حفظ می کند و نمی گذارد نسل جوان و مردم در رسیدن به حقوق خود پیروزیی داشته باشند. سخن از قانون اساسی اجرا نشده نیست، سخن از باقیمانده تعدادی آخوند با اعتبار و آبرو نیست، سخن از سپاهیان «با شرف» نیست! زیرا درعمل، همه ارکان حکومت، رسانه ها، نهاد ها، نیروی انتظامی، آخوندها و حتی «تکنوکرات» های کشور دست چین شده اند تا راه رسیدن به دموکراسی را بر مردم ایران ببندند. تمام تلاش این است که این کشور همچنان «سنتی» و «ولایی» و «اسلامی» بماند. امید به اینکه از درون این کلاف سردرگم و ناساز با جهان امروز، یک نیروی نظامی ایران دوست و تیمی شایسته و پایبند به منافع ملی مردم ما برای مذاکره با آمریکا زاییده شود، توهمی بیش نیست.

تحلیل/نقطه