روحانی هم افشاگری نخواهد کرد. امید بیهوده است

افشا گریحکومت­ها چه دموکرات باشند چه دیکتاتور، روش­های متفاوتی را که جنبه ­های روانشناسانه دارد تمرین می­کنند تا با افکار و اراده­ ی مردم بتوانند بازی نمایند. این بازی به این شکل پیش می­ رود که تصمیم­ ها و خواست­های مردم که با برنامه­ های حکومت همسو و همصدا نیستند دچار تردید و شک می­ شوند. نتیجه نیز قابل درک است؛ سیاستمداران زمان بیشتری برای خود می خرند و سازماندهی خواست مردم را بهم می­ ریزند.

در جمهوری اسلامی ایران یکی از این روش­ها «وعده­ ی افشاگری» است. نسل به نسل سیاستمداران و گروههای سیاسی پیوسته از این سخن می­گویند که فلانی دهانش را باز خواهد کرد و نگفتنی­ها را خواهد گفت. این حیله­ ی کهنه تاکنون در جمهوری اسلامی در مورد چند نفر بطور مستقیم و یا نقل قول و یا با توصیه به آنها مطرح شده است. اما هرگز خبری نشده است.

رییس جمهوری محمد خاتمی زمانیکه خودش را تدارکچی رهبر جمهوری اسلامی نامید تقریبا همه ­ی در­های امید را بست که شاید روزی در نقد و افشای مواضع انحصارطلبانه آقای خامنه ای سخنی بگوید. بسیاری از او انتظار داشتند که با پشتیبانی به چند ده میلیون رای مردم، مرد این میدان شود ولی او نشد و هنوز هم نیست و همین هفته با آخرین سخنرانی کم مایه و پر تناقض خود باز نشان داد که منافع مردم را به منافع قشر خود و حکومت ترجیح نمی دهد.

آقای هاشمی رفسنجانی از زمان جریان اصلاح طلبی که به نوعی کنار گذاشته شد تا زمان جنبش سبز که هشدار تاریخی خودش را به اقای خامنه­ ای داد، تلویحا از اسرار و مدارک بسیاری سخن می گفت که اگر بر ملا شود ستون­ های نظام جمهوری اسلامی (یا به تعبیری بیت رهبری) خواهند لرزید. این مرحوم، که نام­ه ا و القاب زیادی داشت و گفته می­شد یکی از دو رکن جمهوری اسلامی است اما مماشات کرد، در استخرش خفه شد یا خفه اش کردند و داستان او هم به پایان رسید. بسیار مزحک این بود که دختر وی گفت مدارک و اسناد پدر در گاوصندوق اطاقش بود و امنیتی­ ها پس از مرگش ریخته بودند به منزل و همه را برده بودند. فکرکنید‍! سیاستمدار مکار و پخته­ ای مثل رفسنجانی مهم ترین اسناد و شواهدش را جایی نگاه دارد که تابلو است؛ گاوصندوق اتاق کارش. بعد هم این اسناد را ببرند تا روزی جایی شاید خبری بشود.

آقای احمدی نژاد، که بی شک گشاد ترین دهان جمهوری اسلامی را تاکنون داشته است، نیز مدام تهدید می­ کرد و می­ گفت که اگر آسیبی به من و یارانم «بقایی ومشائی» برسد ناگفتنی­ ها را خواهم گفت و نا دیده ها را بر ملا می کنم. ایشان تا این لحظه هنوز زنده است. یارانش آقایان بقایی و مشائی در زندان بسر می­برند. هر سه اینها از امید خود به خروش نیروی مردم در برابر مستکبران جمهوری اسلامی گفته­ اند. اما آقای احمدی نژاد هم ساکت است و هیچ افشا و پرده دری از او ندیده ایم. و یقین داشته باشیم که نخواهیم دید. احتمالا مدارک و اسناد ایشان هم در آتش خواهد سوخت یا به بلایی دچار خواهد شد.

می­ماند شیخ کلید خوشبختی، آقای روحانی، مردی که قبل از رییس جمهور شدن بس عاقلانه و دیپلماتیک سخن می­گفت. آقای روحانی بی شک بسیار می داند. چه قبل و چه بعد از دوران شش ساله اخیر ایشان از بسیاری مسائل خبر داشته است. اینک باز عده­ ای بذر می پاشند که او بیاید و ناگفتنی ها را بگوید. اما راستی آقای روحانی چه برای گفتن دارد؟ از بیرحمی­ ها و جنایاتی بگوید که در آنها شریک نبوده است! از آنها خبر داشته اما سال ها سکوت کرده است! از فساد اداری و سیستماتیک همه­ ی ارکان جمهوری اسلامی بگوید! و اینکه سابقه­ ی خودش پاک است! و دیگران هم گوشه ای می نشینند و او را نظاره می کنند. او بود که گفت بیش از صد اسکله کشور دست سپاه پاسداران است. او بود که گفت تفنگ در مملکت حرف اول را می­زند. اما بیش از این او هم نخواهد گفت.

مردم کشور ما هر اشتباهی بکنند هر خطای محاسباتی در مبارزات شان داشته باشند، از یک چیز باید کاملا دوری کنند و آن امید به حاکمان فعلی است.

تحلیل/نقطه