«رفراندوم»، آنهم توسط جمهوری اسلامی!

rfrandwm 2 از رفراندومی بدست و خواست جمهوری اسلامی، گهگاهی گفته هایی بگوش می رسد. شایدی بودن رفراندوم را گروه زیادی از کارشناسان سیاسی به درستی ارزیابی کرده اند و آنرا نشدنی دانسته اند. از سویی دیگر یک دسته کنشگران سیاسی هم هستند که سال هاست از «انتخابات آزاد» بدست جمهوری اسلامی می گویند و بدنبال این بوده اند که این باور را بیافرینند که جمهوری اسلامی
با روند اصلاحات به یک انتخابات آزاد مدرن و بدور از کاراکتر «شورای نگهبان» تن بسپارد. باری، در این جولانگاه روزهای گذشته که باران اندیشه ها و نگرش های سیاسی از در و دیوار می بارد، خوشبختانه سخنی از شایدی بودن «انتخابات آزاد» را نمی شنویم. پس برویم به رفراندوم بپردازیم. آنچه که آقای حسن روحانی، رییس جمهوری ایران پیشنهاد شلی به آن کرده است.

برزگمرد بی همانند تاریخ ادب ایران، فردوسی می گوید:

چو شد شاه با داد بیدادگر
از ایران نخست او بپیچید سر.

فردوسی در زمان خود، با شگفتی امروز ما، دریافته است که اگر فرمانروایی از پیمان خود با مردمش سر بپیچد، آنگاه راه بیداد و ستم را در پیش می گیرد. او می گوید نخست این پیمان شکنی از راه میرسد و سپس بیداد فرمانروا در پی آن است.

پس اگر فرمانروا، در میانه ی راه آهنگ دیگری بخواهد بنوازد؛ به سوی دادگستری باز گردد، آنگاه باید که پیمانش را با مردم نو ساخته و سوگند یاد کند که بدرستی و نیکی روی آورد.

کجای این تاریخ و کدام بیداگری را بیاد داریم که اینگونه کرداری را از خود نشان داده باشد؟ کدام کشور را می توان نمونه آورد که در اوج استبداد و دیکتاتوری تن به خواست مردم دهد و بدپیمانی هایش را ترمیم کند؟ از جمهوری اسلامی کدام فرزانگی سیاسی و رفتارنیک و پسندیده ای را در ازای خواست ها و آرزوهای مردم ایران را دیده ایم که اینک چنین کژپندار، باز امید به رفراندوم بدست آخوندها و سپاهیان و دزدان ببندیم؟

شاید بسنده­های دیگری در اندیشه و بده و بستان های سیاسی می یابیم که بر روال آنها روزنه ی امیدی دیده می شود که جمهوری اسلامی به رفراندوم تن بسپارد. یکی از آنها جاندوستی و بی عاری آخوندهاست! بله، آنها بارها نشان داده اند که تا آفت بزرگی را نزدیک خود بو بکشند یا ببینند دست به «نرمش های قهرمانانه» و سازش های بزدلانانه می زنند. از این رو، در ایران زمزمه ی رفراندوم آنهم از سوی یکی از ترسوهای حکومت آخوندها، حسن روحانی، که در میدان لاف، تشرهایی می آید و بلوف های می زند، می شنویم که می توان روی به رفراندوم آورد.

گیریم این حکومت بدکردار کننده ی این کار شود و بخواهد سقف آسمان را بشکافد. بخواهد روامدار شود و بگذارد مردم ستم کشیده ی کشورمان به اینان بگویند «بروید اینکار را بکنید یا اینکه گم شوید»! این، خود یک کوهی از ناباوری در برابر چشمان و آزموده های چهل ساله ما است. ولی با این همه، امکان آن را برای باز شکافتن گزینه ی رفراندوم همراه داشته باشیم و به جلو برویم و بحث را بیشتر باز کنیم. رفراندوم:

الف – رفراندوم در همه ی کشورهای جهان زمانی روی می دهد که حكومت از پذیرش و به گردن گرفتن یک «تصمیم سیاسی تاریخی» در تردید است و از آن می ترسد. اراده ی آن را در خود نمی بیند. می ترسد زیرا می داند اگر پیامد های بد این تصمیم روی دهند، آنگاه چگونه باید جوابگوی مردم باشد. همانند آنچه در انگلستان برای جدا شدن از اتحاد اروپا روی داد و یا برای استقلال اسکاتلند از انگلستان انجام شد.

ب – پاسخ به رفراندوم دو تا است؛ «آری یا نه». ولی از آنجا ییکه مردم باید بدانند به چه تصمیم تاریخی کلانی دارند می گویند «آری» و یا می گویند «نه»، دولت، رسانه ها، کارشناسان و احزاب سیاسی با ریزبینی و زمان بسنده به موشکافی و باز شکافی همه ی نیک و بدها و پیامد های این تصمیم می پردازند و چیزی را هم پنهان نمی کنند. با شفافیت، هر دو جریان همسو و ناهمسو با این تصمیم، دیدگاه های خود را باز گو می نمایند.

پ – پس، رفراندوم «آری یا نه» به «جمهوری اسلامی ایران» یک رفراندوم از جنس رفراندوم های مدرن و زمان ما نبود. زیرا، ۹۰ درصد مردم موافق بودند. کشور در تب و تاب انقلاب و انتقام و نفرت می سوخت و بیشترینِ مردم کشورمان  می خواستند «ننگ» پادشاهی و شاهان را از تاریخ ایران بشویند و یک جمهوریت «اسلامی» را بر سر کار بیاورند  شاید بیجا نیست اگر گوییم هنوز هم مردم ما نمی دانند یک «جمهوری اسلامی» یعنی چه، چه رسد به آنزمان. ولی آنزمان «رای» مخالفی وجود نداشت.

ت – خب، اینک رفراندوم بر سر چی قرار است در ایران برگزار شود؟ اینکه با آمریکا «مذاکره» کنیم؛ آری یا نه؟ خنده دار نیست؟ این ایده، از دهان رییس جمهور یک کشور در آید که مردم شما بگویید ما با آمریکا مذاکره بکنیم یا نه؟ اگر مذاکره کردیم و بد شد، شما جوابگو هستید ها! اگر نکردیم و بد شد هم پیامد آن با شماست! این جا هم جمهوری اسلامی شیاد و دروغگو است. زمان آنقدر تنگ است که اینها حتی نمی دانند ماه آینده و ماه پسین را چگونه بسر کنند و از رفراندوم سخن می رانند. کجا زمان هست که خوب و بد این تصمیم را برای مردم باز بشکافند و چگونه می توانند پیامد های این تصمیم را پیش بینی کنند؟

ث – اگر مردم بگویند «آری» و مذاکرات با رای مردم انجام شود، ولی روند مذاکرات و درگاه و دالان های آن که در دست مردم نیست و در آن نقشی ندارند. و تازه تا این قلدران سر کار هستند، مردم آیا می توانند به پیامد های پس از مذاکرات از سوی یک مشت زورگوی دزد و تبه کار دل ببندند؟

پس، رفراندوم از آن کشورهای دموکرات است نه برای کشورهای دیکتاتوری زده و بدبخت خاورمیانه. همانگونه که انتخابات، پروسه ی رقابت های پیش از انتخابات و گزینش کاندیدهای انتخابات برای کشورهای دموکرات است. این آش شله قلمکار یک جمهوری «اسلامی» با شورای نگهبان و «نظارت استصوابی» بدرد همان شهر «قم» آخوندها و «مشهد علم الهدی» و رفراندوم اش هم بدرد عمه شان می خورد.

مقاله/نقطه