طرح مانا نیستانی از ضرورت به براندازی

nistaniکار هنری خوب نیازی به تاویل و بازگویی ندارد. اما آنگاه که این کار به حیطه ی سیاست و آنهم سیاست بیمار کشورمان ایران باز می گردد هنرمند می تواند این چند خط را به دیده ی اغماض بنگرد.

کاریکاتور آقای نیستانی که از قله با علی خامنه ای شروع می گردد و با نظم خطوط یک هرم به پایین می آید. امروزه این حرکت مثلث وار یا هرم قدرت را کمتر در جهان به تصویر می کشند زیرا باور بر این است که
هیرارشی یا پایگان قدرت در بسیاری از کشور های جهان منسوخ گشته است و بیشتر باید بدنبال سیستم لاین یا خطی قدرت بود زیرا فساد و دوام اشتباهات را کمتر می کند. ما در ایران اما با نمونه ی سنتی و پوسیده ی این هرم قدرت سر و کار داریم. این هرم به پایین که می آید دو بال قدرت علی خامنه ای را سپاهیان و آیت الله می بیند. در طبقه ی پایین تر سیاست مداران و شخصیت های دولتی جای دارند و پس از آنها مبارزان مدنی و نفوذی های رژیم در هم تنیده اند. و سرانجام طیف مبارزین و مخالفین این رژیم بیشترین فشار را بر دوش دارند و دارند از بین می روند.

اگر بخواهیم نام هایی را برای کاراکتر های این کاریکاتور نام ببریم؛ مصباح یزدی، فیروزآبادی، خاتمی، اشراقی، جهانگیری، ابتکار، علیزاده،  آسترکی، نوبخت، علی نژاد، سلطانی، زیدآبادی، نبوی و محمدی بوضوح دیده می شوند.

اما، نکته اصلی در این کاریکاتور ضرورت فروپاشی و انهدام این سیستم است که قربانی هم خواهد داد. این سیستم و باورمندان به کرم و شفای این سیستم هر دو طبق این طرح محکوم به نابودی هستند. فشار آنقدر بر طبقه های دوم و سوم بالاست که با فروریختن آنها بالایی ها هم سرنگون خواهند شد.
این سیستم امکان بقا را ندارد. امید که باور به براندازی رژیم آیت الله ها در همه قوت گیرد و بیش و پیش از آنکه نتوان برای ایران کاری کرد، کاری بکنیم.

تحلیل/ نقطه