نکته ی برجسته در بیانیه اعلام موجودیت فَرَشگرد

فرشگردامروز شاهد انتشار بیانیهای از سوی جمعی از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی بودیم. فحوی این بیانیه را با سه زاویه باید دید. اول اینکه، بخش زیادی از بیانیه به تکرار آنچه که در سال های گذشته زیاد با آن روبرو بوده ایم می پردازد؛ شرحی بر جنایات و بی لیاقتی ها و سیاست های موجود جمهوری اسلامی ایران و اینکه این رژیم چاره ای جز برانداز شدن ندارد. در ادامه ی این مقدمه ی معمول، بطور فشرده و با کاستی، صاحبان امضا در این بیانیه، اصول مشترکی را در پنج «ماده» مرقوم نموده اند. این اصول نیز دارای «ایراد» اساسی نیستند ولی البته واضح است که در نگارش آنها اجمال مطلب بر کمال مطلب غلبه کرده است. خوشبختانه این بیانیه کوتاه و فشرده است.

زوایه ی دیگر این بیانیه حمایت از سیاست های کاخ سفید آمریکاست که در حال حاضر فشار زیادی را متوجه روابط داخی و خارجی جمهوری اسلامی کرده است. این صراحت در اتخاذ موضع نیز از نکات قوت این بیانیه است. روزگاری است که یا باید بر موضع قدیم خود ایستاد، یا باید فرصت طلبی کرد و یکباره به اینطرف جوی پرید، یا اینکه همچون این جمع، با قاطعیت سخن از این گفت که پس از چهار دهه بدبختی برای ایران می توان به امید بُرد سیاست های آمریکا در برابر جمهوری اسلامی و همه مدافعان شل و سفت آن ایستاد.

اما مهم ترین و برجسته ترین نکته در این بیانیه «شروع و اختتام» آن است. کاری که بسیاری این روزها برای از دست ندادن قافیه، ریسک نکردن و نباختن فردای ابری، بدان تن نمی دهند و جسارت آن را ندارند. در شروع این بیانیه با قدرت و صراحت می بینیم که مبدا اجتماعی این اتحاد خیزش دیماه سال گذشته مردم ایران است.خیزشی که شعارهایش با همیشه فرق داشت. خیزشی که شعارهایش «قهرمان»های تازه ای را می خواست. این بیانیه راست می گوید که این خیزش سر فصل تازه ای برای مبارزات مردم ما علیه حکومت سیاه جمهوری اسلامی است. زیرا هست. از زمان جنبش سبز به این طرف، هیچگاه ناباوری به اصلاح طلبان تا این حد نبوده است. در اختتام نیز باز با صراحت و بدون نگرانی از نقد و دشنام اعلام میدارند که نقش شاهزاده رضا پهلوی را در این روزها و برای ایجاد اتحاد و رهبری در همراهی با خیزش های آتی مردم ایران کلیدی می بینند. اینجا هم با قدرت می گویند که از چه کسی چه بر می آید و از او چه می خواهند. بزودی باید دیگران هم اگر از «خود» اطمینان دارند افراد کلیدی خود را مطرح نمایند. دیگر زمان ایراد و اعتراض نیست.

این مهم نیست که این جمع درست می اندیشد یا نادرست مسائل را میبیند، بلکه مهم این است که انتخاب خود را کرده است. در سیاست از جنس دنیای خاورمیانه و در زمان نزدیکی به خیزش و انقلاب مردمی نمی توان بین همه حلوا تقسیم کرد و دهان همه را شیرین نگاه داشت. باید توانست تصمیم گرفت که در تلاطم های سیاسی آینده یا برنده، همسو با اکثریت مردم ایران، یا بازنده همراه با اقلیت مردم ایران خواهیم بود. هر چند تشابهی ابدا بین این دوران و دوران «بی خبری» سال ۵۷ وجود ندارد، اما بزودی آنکه خوب می بیند، باید بتواند بگوید مخالف چه و موافق چه هست. هرگز در برابر مردم نمی توان و نباید ایستاد.

تحلیل/نقطه