آقای نوری! ترورهای مردم بیگناه اروپا فتنه بدنبال ندارد

nouriآقای عبدالله نوری که یکی از چهره های هنوز «خوشنام» روحانیت است و خود را در سال های پس از جنبش سبز به دور از شارلاتان بازی های دیگر هم لباسی هایش نگاه داشته است، در رابطه با حملات تروریستی اهواز بیانیه ای صادر کرده که در سایت کلمهمنتشر شده است. در تعجب غرق می شوی وقتی چند بار این بیانیه را می خوانی که بفهمی منظور از انتشار این بیانیه از یک فرد سیاسی به حاشیه رانده شده چیست.

ناچار باید از چند زاویه به این بیانیه نگاه کرد و پیش فرض ها و احتمالاتی را چید تا فهمید در این شرایط حاد که كشور بدلیل سیاست های غلط حکومت گرفتار آن شده است و برای چنین حملاتی که هدف آن ایجاد وحشت در مردم است، چرا باید چنین بیانیه ی خُنکی را منتشر کرد.

عبدالله نوری در آغاز تاکید می کند که این حادثه در مرکز خوزستان سرو قامت که ۸ سال در مقابل رژیم بعثی ایستادگی کرد روی داده است. حرفی نیست اگر «سرو قامتی» به این است ما هم می پذیریم اما هنوز هم که هنوز است آنطور که باید رژیم جمهوری اسلامی امتیاز که هیچ حتی حقوق اولیه مردم این مناطق جنگ زده را به آنها نداده است. نوری اینگونه جریان را می بیند که چنین رویدادهایی دور از ادعاهای رژیم در جهت اقتدار و امنیت است و مردم را نگران می سازد. سفارش میکند در شرایط اقتصادی سخت امروز باید به مشکلات زندگی مردم رسیدگی کرد تا کردستان، بلوچستان و اینک خوزستان ابزار دست دشمنان نگردند و به خون کشیده نشوند. سپس می گوید که «تفسیر» از این رفتار، نیت و اقدامات وهابی-صهیونیستی است که منتظر کشیدن ایران به آشوب های منطقه ای هستند. پس از این بالاخره قدری سر قلم ایشان به سمتی سر می خورد که انتظار می رفت و می نویسد که رژیم باید با در نظر گرفتن مصلحت ملی و توجه به حساسیت منطقه و دغدغه های جهانی وارد عمل شود. وی حکومت را از رفتن به درون آتشی برزگ تر بر حذر می دارد. سپس حاکمیت را به اقدام فوری در جلب اعتماد مردم ایران با هر گرایش دینی، قومی و سیاسی دعوت می نماید. و صحنه را اینگونه تصویر می کند که محرومیت، بیکاری و تنگدستی و معضل زیست محیطی بویژه در استانهای مرزی دست های فتنه گران و پلید فکران را برای ضربه زدن به ملت ایران باز می گذارند.  و در پایان برای شهدا رحمت و برای بازماندگان شکیبایی آرزو می نماید.

بسیار خوب، اکنون که به فشرده ای این بیانیه نگاه می کنیم چه می توانیم بگوییم؟ مثلا اگر آقای عبدالله نوری این بیانیه را نمی نوشت چه چیزی کم بود و یا اینکه حالا که نوشت کدام بار و وظیفه را از دوش خود برداشته است! آیا مردم ایران منتظر بیانیه ی ایشان هم بودند؟ شاید ایشان میخواسته است خود را دلسوز مردم و نگران آنها نشان دهد. یا اینکه اینگونه بیانیه ها که با متون عربی آغاز می شوند و به استدعای رحمت و صبر ختم می گردند نوعی «کلیشه» کاری آخوند ها است که بدان عادت کرده اند – معتادند! یعنی من نمی توانم بفهمم، آخر کسی که از مخالفان أصول گراهاست و خود را مدافع منافع ملت جا زده است چرا باید این چنین «شل و وارفته» به «پیامد» رفتار حکومتی که چهل سال است حاکم بر كشور است انتقاد بورزد و باز از فتنه و وهابیون بگوید. بگذارید این عینک را برداریم و با عینک دیگری به مسائل بنگریم. اگر در یک کشوری که بطور نسبی مردم اش از رفاه و آزادی برخوردارند چنین اتفاقی بیافتد آیا مردم آن كشور شورش بر علیه حکومت شان میکنند؟ کم در کشورهای اروپایی داعش و القاعده دست به قتل عام بیرحمانه مردم عادی نزدند و تازه به مجلس و رژه نظامیان هم نتوانستند حمله کنند. چه شد؟ آن حکومت ها ترس از فتنه بلاد اسلامی و وهابیون را داشتند؟ هرگز در کشورهایی اروپایی که این حملات دقیقا در مکان های پر تردد مردم بی دفاع، و نه پارلمان و رژه سربازان، روی می دهد، سخنی از این نیست که مردم مشکلات اقتصادی و امنیتی و رفاهی را با هم بر سر حکومت هایشان بکوبند. دلیل اش هم پر واضح است، زیرا حکومت برای مردم است و از آن مردم است. زیرا حکومت غصبی نیست و مردم گروگان حکومت و گروهی قدرتمند و ثروتمند نیستند.

دلیل این بیانیه ها چه چیزی جز این است که می خواهند از قافله عقب نمانند و تظاهرکنند که «ای مردم ما هم به فکر شما هستیم، ما را فراموش نکنید ها!».  روزگاری، در زمان آن پادشاه «بد»،  می گفتند که «در بین پلیس ها هم پلیس خوب پیدا می شود» و «در بین آخوندها هم آخوند بد پیدا می شود». امروز میبینیم که جدا باید گفت «در بین آخوندها دیگر آخوند خوب پیدا نمی شود». کسی که در سال ۱۳۷۸ می گوید «وای بر روحانیتو وای بر نماینده ی ۲۰ ساله ی ولی فقیه»، حالا که می بیند گویا راستی راستی پایه های نظام می لرزد، اینگونه نرم می نویسد و نصیحت میکند.

درد دیگر از این بیانیه ها آنجا فریاد را به آسمان بر می خیزاند که مدام می گویند «حکومت بجنبد، کاری بکند، اعتماد جلب کند و به داد و درد مردم برسد». گویی این چهل سال شاهد این فرورفتن کشور در باتلاق نبوده اند. بیش از دو دهه تمام خواست ها و حقوق مردم را با امثال همین بیانیه های مفت بی ارزش زیر پا له کرده اند و با چه توجیهی؛ نظام گوشه ی ابرویش خط بر ندارد که میوه و تحفه ی انقلاب و انقلابیون و امام راحل است. به هر فساد و تبعیض تا آنجاییکه می شد تن داده و سکوت فروخته اند تا آنجاییکه فریاد خشم مردم را شنیده اند. و تازه وقتی فریاد خشم مردم را می شنوند از مردم شکیبا می طلبند و امید به  رحمت واسعه ی الهی می بندند. جوری از ساختن و جلب اعتماد و دلجویی از مردم حرف می زنند که گویی این نظام فاسد و متحجرشان کارآمد است یا أصلا «کار» بلد است که بیاید دم آخری کاری بکند. مگر اداره ی یک كشور ۸۰ میلیونی وسیع با تنوع اقوام و ادیان مثل مسابقه ی فوتبال وگول دقیقه نود است که مدام ندای بیداری به بیت رهبری و سپاه و دولت می دهید که بجنبید وقت تنگ است؟ چرا محکم نمی نویسید؟ یکی مردم را به مجلس خبرگان و قانون اساسی سراسر تبعیض حواله می دهد. آن یکی می گوید بزودی روحانی خودی نشان خواهد داد و حرف آخر را می زند. این یکی نصیحت می کند به مردم مناطق مرزی، که چهل سال است حق شان را خورده اید، برسید تا اسباب دست صهیونیست ها نشوند. خجالت نمی کشید؟!

از آنسو تمام جهان را با خودشان و ملت ما دشمن کرده اند. بی ارزش و بی اعتبار شده ایم. یک دوست در کشورهای همسایه نداریم. از کعبه گرفته تا بغداد را ارث پدری مشتی ملای بدرد نخور می دانند. روزگاری قدرت منطقه بودیم اینک گرد و خاک های ترکیه نه تنها حواس اروپایی ها را سر جایشان می آورد بلکه به چشم ما هم می رود. میلیارد ها دلار را خرج شکم های گنده و مغزهای پوسیده تند روهای عراق و لبنان کردیم که تشنه به خون ایران وایرانی هستند. آنوقت نوری می نویسد «تفسیری» که از این وقایع می توان کرد پشت پرده ی نیت و اهداف وهابی-صهیونیستی است.

تحلیل/نقطه