روزگار سیاه زنان سیاه‌پوش داعش

داعش

در بین این زنان از همه «بازنده‌تر» آنهایی هستند که از اروپا عازم زفاف داعشیان شده‌اند. از قلب اروپا چه با اتنیک اروپایی و چه با اتنیک مهاجر، این جهان را نپسندیده و بسوی زیستن در زیر چادرها و خیمه‌های آیات خشن قرآنی دل بسته‌اند. چادر‌های سیاه بر تن، زیستن در کنار تعفن داعشیان را بر این زندگی در اروپا ترجیح داده‌اند.

با پایان یافتن دوران «حکومت» داعش که قرار بود مرزهای خلافت‌اش از عراق فراتر رود و سوریه را نیز در خود جای دهد، سرنوشت بازماندگان این حکومت شورشی و ضد انسانی در قرن بیست و یکم برای تاریخ‌ درسی ماندگار خواهد ماند. هزاران آواره و فراری از نیروهای بازمانده‌ی این سازمان هر یک در تنهایی به سوراخی می‌خزند به امید اینکه باز روزی، جایی مسلمانانی گرد هم آیند و آرزوی زیستن در زیر «خیمه‌های» صدر اسلام را با آنها شریک شوند.

زنانی که اکنون بیوه‌های بازمانده از شورشیان داعشی هستند، هرکدام با فرزندان خردسال خود، چرا که نطفه‌ی این کودکان نمی‌تواند قدیمی‌تر از عمر داعشیان باشد، آواره و مستمند ذره‌ای شفقت و مرحمت هستند؛ چیزی که از شوهران مجاهد مسلمان خود هرگز نمی‌توانستند نه برای خود و نه برای قربانیان داعش متمنی شوند. با چادرهای سیاه و چهره‌پوشی از جهان بیرون دست کودکان‌شان گرفته و مستاصل اینور و آنور می‌روند. آنگاه که شوهران، پدران و برادارنشان بدست جلادان داعش قتل‌عام می‌شدند، بخاطر لذت‌جویی داعشیان مرحمتی بر آنها ممکن بود، اما اینک در جهان واقعی و خارج از خیمه‌های صدر اسلام، چنین مرحمتی حتی برای فرزندانشان نیز روا نمی‌تواند باشد زیرا آنها زمانی با «سکوت» و «رضایت» همسر و هم‌عهد یکی از خونخوارترین گروه‌های شورشی و تروریستی قرن‌های اخیر بوده‌اند.

در بین این زنان از همه «بازنده‌تر» آنهایی هستند که از اروپا عازم زفاف داعشیان شده‌اند. از قلب اروپا چه با اتنیک اروپایی و چه با اتنیک مهاجر، این جهان را نپسندیده و بسوی زیستن در زیر چادرها و خیمه‌های آیات خشن قرآنی دل بسته‌اند. چادر‌های سیاه بر تن، زیستن در کنار تعفن داعشیان را بر این زندگی در اروپا ترجیح داده‌اند.

کشورهای اروپایی اما با این زنان همچون دیگر پناهجویان برخورد نمی‌کنند. بازگشت و پناهجویی آنها کار آسانی نیست. حتی آنهاییکه دارای تابعیت اروپایی هستند، اروپایی الاصل هستند نیز مدام می‌شوند که تابعیت‌شان فسخ شده است. به کودکان آنها نیز تابعیت نمی‌دهند و جایی برای آنها در اروپا قائل نیستند.

گمان نمی‌رود که برای هیچ انسانی دیدن زنان و دختران جوان اروپایی که در زیر حجاب اسلامی در کنار شوی مسلمان خود راه می‌روند دیگر صحنه‌ای تازه باشد. هر‌چند برای کسی که معتقد به ارزش‌های انسانی و جامعه‌ی مبتنی به ارزش‌های حقوق‌بشر است همیشه پرسشی در ذهن خواهد ماند. اما، بی شک در آینده دست‌کم برای پژوهشگران روانشناسی این رفتار عجیب زنان و دخترانی که از اروپا بسوی مردان داعش و ایده‌های داعش رفتند، زمینه و انگیزه‌ی تحقیق خواهد بود؛ «چه شد که دست به چنین اقدامی زدی و تصور تو از داعشیان بر چه ساخته شده بود؟» زیرا همه‌ی این افراد که نمی توانند بیماران روانی، آسیب‌دیده‌ی آزارهای جنسی و خودفریب باشند.

تحلیل/نقطه

۳۰ مارس ۲۰۱۹