بیایید هوشیار بمانیم و نبازیم! حتی با چین!

آنگاه که همه‌ی این شگرد‌ها کار نمی‌‌کنند و زندانیان تن به خفت نتیجه‌ی از پیش تعیین شده و روند مسابقه‌ی ساختگی نمی‌دهند و عقلانیت حاکم در بین زندانیان، آنها را به پای این معامله‌ی نابرابر نمی‌کشاند، باید دست بر نقاط حساس و افراد حساس بین زندانیان برد. از تحریک احساسات آنها بهره جست و آنها را در حالتی از تقابل احساس و عقل قرار دارد. اینجاست، که واقعه‌ای تلخ در زندان روی می‌دهد.

به خواندن ادامه دهید «بیایید هوشیار بمانیم و نبازیم! حتی با چین!»

یووال نوح هراری و درس عبرت از یک سال زندگی با ویروس کرونا – ترجمه‌ی عرفان ثابتی

مطلب زیر برگرفته از سایت پیک ایران است. منبع اصلی مطلب سایت آسو می‌باشد. مطلب از کارهای جدید و خواندنی هراری است و ترجمه‌ی روان ثابتی، بر لذت خواندن می‌افزاید. برای جوانان ایرانی، دسترسی به افکار و نظرات یووال نوح هراری از دو سال پیش مشکل گشت که جای تاسف دارد. عده‌ای او را ماتریالیست نامیدند تا از کشش نوشته‌های او کم کنند. ولی او در اصل یک فیلسوف آنگلوساکسون راستین است و امید که جوانان ایران با روش استدلال و تحلیل او آشنا شوند.

به خواندن ادامه دهید «یووال نوح هراری و درس عبرت از یک سال زندگی با ویروس کرونا – ترجمه‌ی عرفان ثابتی»

خانم طائب، آقای طوسی! پس چرا کم نوشتید؟

مطلبی را از سوی این دو «کارشناس»، در «یو اس تو دی»، انتشار داده‌اند. بسی جای تامل دارد که دو کارشناس، که با معرفه‌ی اعضای نایاک، در سایت گویا مطلب بدانان نسبت داده شده است، وارد یک زبان هشدار با ادمینستریشن جاری و رییس جمهور آمریکا می‌شوند. به بایدن میگویند: تو به طبقه‌ی متوسط آمریکا قول ارتقاع جایگاه و رفاه، از مجرای سیاست خارجی را داده‌ای اما اکنون درگیر «ارزش‌های» آمریکایی‌های «تندرو» شده‌ای.

به خواندن ادامه دهید «خانم طائب، آقای طوسی! پس چرا کم نوشتید؟»

اولین گفتگو با رضا پهلوی بعد از انتشار فایل صوتی جنجالی و ماجراتراشی گزارشگر

مصاحبه‌ای از سوی گزارشگر کیهان لندن با شاهزاده رضا پهلوی انجام شده است. وقتی می‌گوییم، نمی‌توان دید و فهمید که از کجا، و چرا اینقدر ضربه به این صفوف و قامت‌های مبارزه‌ در خارج از کشور می‌خورد، بی‌دلیل نیست. این هم شاهدی از این دست که توسط گزارشگر این مصاحبه، روز دوم فرودین‌ماه ۱۴۰۰، عیدی‌مان شد. سماجت مکدر گزارشگر عیان است و پرسش‌های تکراری، با همان دست و دسته،همچون دهه‌های گذشته هاون‌کوبی و به هوا افشان می‌شنوند:

به خواندن ادامه دهید «اولین گفتگو با رضا پهلوی بعد از انتشار فایل صوتی جنجالی و ماجراتراشی گزارشگر»

رضا پهلوی در قامت يک شورشی؟ اسماعيل نوری علا

اغلب فرنگ رفته ها، در بحث های سیاسی خود، از اصطلاج «تغيير پارادایم» ياد می کنند؛ من اما همیشه از اصطلاح «قراردادن قطار بر ریلی ديگر» استفاده کرده ام و، بعنوان يک جمهوريخواه، اعتقاد دارم که شاهزاده رضا پهلوی هم، همچون پدر بزرگ خود که در آستانه قرن پیش قطار تاريخ ايران را بر روی ريل تازه ای قرار داد، صد سال پس از او، دست به انجام چنین کاری زده و بهيچ روی نمی توان از سحنان اش اینگونه استنباط کرد که او از هر آنچه با او به دنيا آمده استعفاء داده و خواستاران پادشاهی را یکسره نااميد کرده است.

به خواندن ادامه دهید «رضا پهلوی در قامت يک شورشی؟ اسماعيل نوری علا»

نوروز خجسته باد

سالی دیگر، سالی تلخ برای جهان را پشت سر گذاردیم. طوفانها و ملایمات، غمها و شادیها چون به نوروز رسند، سر فرود آرند و دمی را بر بزرگی هستی، تازه کنند. چنان که سعدی گوید:
آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است.
سال نو خجسته باد. باشد که همراه سال ۱۴۰۰ خورشیدی، نور و تابش آزادی، رهایی از استبداد و بیداد را به میهن هدیه نمایند.

پرهیز از جفای قلم به شاهزاده‌ی جمهوری‌خواه

در روزهای اخیر، رخدادی تازه در سپهر سیاسی ایران را شاهد بودیم. کارزار نه به جمهوری اسلامی، اینک بر بسیاری شناخته شده و بزودی می‌فهیم و می‌دانیم که چه نرخ و سوقی دارد. شکست‌های پیاپی امید در ایرانیان، از جمله در انتظار اتحاد و کار گروهی اپوزیسیون برونمرز، نوعی نگاه بدبینانه و پوشیده در پیش‌داوری‌ها را برای همه‌ی ما سبب گشته است. امری طبیعی‌ست و نمی‌توان از جوشش احساسات/شکست‌‌ها جلوگیری کرد. اما گاهی جفا می‌کنیم؛ از جمله به رضا پهلوی!

به خواندن ادامه دهید «پرهیز از جفای قلم به شاهزاده‌ی جمهوری‌خواه»

از کجا به کارزار «نه به جمهوری اسلامی»

یادآوری می‌کنیم که؛ آری در ایران هنوز باورمند به احمدی‌نژاد هست. هنوز هستند کسانی که به خاتمی امید دارند. هنوز هستند کسانی که به حکومت و نظام باور دارند. اما، آیا اینها بخشی از همان پلولاریسم لازم سیاست نیستند؟ آیا جدا انتظار داریم که با ایرانی که بلیزر حاوی خمینی را از فرودگاه تا بهشت‌زهرا روی دست برد، به یک جامعه‌ی دموکرات و سکولار برسیم؟ باید بتوانیم باور کنیم که بلوغ سیاسی مردم ایران در حدی‌ست که می‌توانند کشور را به سوی یک آینده‌ی روشن و پر سعادت برساند.

به خواندن ادامه دهید «از کجا به کارزار «نه به جمهوری اسلامی»»

«نه»‌ی بزرگ، «آری» کوچک، و اول کاریم – نگاهی به کارزار «نه به جمهوری اسلامی»

امروز چشمانمان به متنی کوتاه افتاد و چند صد امضا که در زیر آن گرد آمده بودند. در سایت گویا، این مطلب را خواندیم. هنوز بیش از ۱۷ لایک و ۳ آنلایک را به این مطلب نداده بودند. اکنون فکر کنم از ۹۰ لایک گذشته باشد، با آنکه دقایقی زیادی را پشت سر نداریم. مطلب در رابطه با آنچه بود که آنرا «کارزار نه به جمهوری اسلامی» نام نهاده‌اند. می‌دانم درباره‌ی این کارزار بزودی بسیاری خواهند نوشت، زیرا درباره‌ی آن نوشتن بسیار کار ساده‌ای است .

به خواندن ادامه دهید ««نه»‌ی بزرگ، «آری» کوچک، و اول کاریم – نگاهی به کارزار «نه به جمهوری اسلامی»»

سیر تقدس زدایی از روی‌بند

امروز مردم سوییس درباره‌ی قانون منع استفاده از روی‌بند زنان یا همان برقع به پای صندوق‌های رای می‌روند. اگر قانون تصویب شود، سوییس یازدهمین کشور اروپایی‌ست که در این باره رای مثبت می‌دهد. تاکنون در ده کشور اروپا استفاده از روی‌‌بند ممنوع شده است. آنچه درباره‌ی این قوانین از اهمیت زیادی برخوردار است، این نیست که زنان روی‌بند بزنند یا نزنند، در پس روی‌بند تروریست‌ها تردد بکنند یا نکنند، مسئله اصلی این‌ها نیستند. بلکه پیامی محکم به مسلمانان ساکن این کشور‌ها و جهان است که: «مقدسات شما، مقدسات همه نیست!».

به خواندن ادامه دهید «سیر تقدس زدایی از روی‌بند»

خاتمی و ترفند افق گشایش جدید

اکنون می‌دانند مردم از صندوق‌ها و انتخابات نمایشی رژیم کاملا برگشته‌اند. درد اصلی همه‌ی اصلاح طلبان اینجاست.  برخی شواهد نشان می‌دهد خاتمی قصد بازگشت و ارائه‌ی نوش‌دارویی برای جسدی بنام «مشروعیت» و مقبولیت نظام را دارد. بی شک اتاق‌فکرهای جمهوری اسلامی سناریوهای بسیاری را روی میز دارند. شورش مردم بلوچستان، می‌تواند انگیزه‌ی برای یکی از این سناریوها باشد.

به خواندن ادامه دهید «خاتمی و ترفند افق گشایش جدید»

فاتحه‌ی اصلاحات و پنجره‌ی یک طرفه‌ی امید

اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی سرانجام به گل نشست. این ناقه‌ی آذین شده‌ی «سخت‌جان»، پس از دو و اندی دهه به اعتراف سران و مدافعان اصلاحات، ناتوان و نالان دیده می‌شود و می‌خواهند او را به حال خود رها کنند تا شاید در صحرای تاریخ سیاسی ایران گم شود و از یادها برود. آمدن دموکرات‌ها و جو بایدن هم کمکی به اصلاح‌طلبان نخواهد کرد. اینجاست که باید پرسید چه کسی قرار است طرح نو بعدی را دراندازد؟

به خواندن ادامه دهید «فاتحه‌ی اصلاحات و پنجره‌ی یک طرفه‌ی امید»

گفتگو با حمید شوکت دربارۀ خلیل ملکی و کتاب«میعاد در دوزخ»

حمید یوسفی: خلیل ملکی، یکی از فیگورهای مهم تاریخی سیاسی ایران است که چه قبل از انقلاب و چه پس از آن، صحبت درباره فعالیت سیاسی او بسیار است. او از اعضای ۵۳ نفر بود که در دوره پهلوی اول به زندان افتاد و پس از سقوط رضاشاه، به حزب توده پیوست و سپس در سال ۱۳۲۶ از این حزب جدا و به منتقد جدی سیاست‌های حزب توده تبدیل شد. برای ملکی سوسیالیسم بدون وجوه دموکراتیک آن معنا نداشت

به خواندن ادامه دهید «گفتگو با حمید شوکت دربارۀ خلیل ملکی و کتاب«میعاد در دوزخ»»

چهار سال با ترامپ

اگر جورج بوش پسر، دموکراسی را جایگزین حکومت ایران، که محور شرارت بود، می‌خواست، اگر باراک اوباما اصلاحات را در ایران و امکان تولد حکومتی قانونمند و مردمی را از دل نظام ولی فقیه ممکن می‌دید، اما ترامپ، واقع‌بینانه‌تر به حکومت ایران نگریست. در دوران ترامپ، از دهان او، مایک پمپئو و کادر اداری دولت ترامپ، بارها سخنان و نقدهای تندی را علیه سران جمهوری اسلامی ایران شنیدیم، که کاملا تازگی داشت و گویی حرف دل همه‌ی مخالفان و اسیران حکومت توتالیتر مذهبی ایران بودند.

به خواندن ادامه دهید «چهار سال با ترامپ»

مجتبی خامنه‌ای، وارثی شوربخت

اینروزها با نشر یا پخش خبری که از بیماری علی خامنه‌ای می‌گوید، باز نام پسر وی، مجتبی خامنه‌ای در رسانه‌های سپهر سیاسی دیده می‌شود، چرا که جای دیگری او را ندیده‌ایم. بسیار نکته‌ی جالب توجهی است؛ که سخن از جانشینی مجتبی برای سمت ولی فقیه پس از فوت پدرش به میان می‌آید. سخن از جانشین شدن کسی است که تاکنون حتی یک سخنرانی از او دیده نشده، یک سمت سیاسی علنی نداشته، یک موضع‌گیری سیاسی را بیان ننموده و در یک نشست مربوط به مسائل مملکت حضور پیدا نکرده است. همچنان، چونان که باری نوشتیم، آفتابی نمی‌شود.

به خواندن ادامه دهید «مجتبی خامنه‌ای، وارثی شوربخت»

پس از آنکه بایدن آمد!

بایدن

زمانیکه از تقابل ایران و آمریکا صحبت می‌شود، بحث اینکه دونالد ترامپ چگونه آدمی و چگونه سیاستمدار و چگونه آمریکایی است، و اینکه مبحث «ترامپیسم» اصلا وجه واقعی و مصداق دارد یا ندارد، به کنار گذارده شود بهتر است. بی‌شک مقاله‌ی ذیل قدری اشاره دارد که ترامپ با ملایان (دشمنان ملت ایران) چه کرد. اما اینروز‌ها که جمهوری اسلامی ایران و طرفداران این حکومت و لابی‌ها آن در آمریکا از خوشحالی‌ ِ تحقق رویای «پایان کابوس ترامپ و آغاز لالایی بایدن»، با دمشان گردو می شکنند، بهتر است که جام جهان‌نما را طوری بنگریم که در آن بایدن رییس جمهور ایالات متحده‌ی آمریکاست. 

به خواندن ادامه دهید «پس از آنکه بایدن آمد!»

بالهای پرواز هنر

مرش ۲

از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۱، عمری را در ایران سیاه پس از انقلاب زیستم تا هرگز روزی را بی دغدغه‌ی ایران به شام و خوابی را بی یاد ایران نپیمایم. فوت محمد رضا شجریان، بانگ سحر بر آن دوران و این روزگار بود. به سراغ مجموعه ای از کاست در گوشه‌ای از کمد رفتم. یادگاری از آن دوران، بیش از سی کاست که جلد آنها را خود نوشته و تذهیبی ساده افزوده بودم. پیش و پس کوچ اجباری، در میان غم از دست رفتن وطن و صدای غربت که از آنسوها مرا فرا می‌خواند، این کاست‌ها را می‌شنیدم و دل به آنها و وازدگی از آنچه بر زبان و فکر مردم انقلابی جاری بود می سپردم. سی کاست از آوازها و به خواندن ادامه دهید «بالهای پرواز هنر»