
مهارت برای راه رفتن روی طناب «حقیقت چیست و کجاست»! تا از این طناب به پایین نیافتیم. او کاملا سرنخ میدهد که دعوای بر سر اینکه کی از حقیقت بیشتر میداند، ما را به فنا خواهد داد: «چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من!» ** جالب اینجاست که در درون این اشارهی حکیم، ما به مهارتی باید ماهر گردیم که در عمل برای بسیاری از مسلمانان جهان و ایران ناشناخته است. ادامه مطالعه سکولاریسم، حاصلِ گفتگوی بی نتیجهی دین و دهر
آرامش دوستدار «دینخویی» را بدرستی مهمترین مانع ایرانیان در راه پیشرفت دانسته است. او دینخویی را 
*نوعی«تقیّه» و «تنزّه طلبی» روحِ آزادیِ اندیشه و شجاعت اخلاقی را درجامعۀ سیاسی ما کُشته است. * پژوهشگری که بخواهد«همه» را راضی کند یا«عوامفریب» است یا«فریفتۀ عوام». * کسانی که اعتقادبه«کودتای28مرداد»راتاحد«ایمان مذهبی»بالا می برند و«تجدیدنظرطلبی»در این باره را«کُفر»می دانند،حتماً«منافع»ی دراین کار دارند،ازجمله اینکه 28مرداد و مصدّق برای این
شرایط جمهوری اسلامی همچون یک لحاف چهل تکهی کهنه شده است. کهنه لحافی که ظاهرش از سنتی بودن طبع دوزنده میگوید، با اینحال بهم ریخته و بی تناسب است. گویای اینکه نمیشده است این لحاف را یکدستتر بهم دوخت. سر هم شده است. وصله و پینه فراوان دارد. تار و پودش هم بیجان است.
مسابقهی برگشت قهرمانی بوکس سنگین وزن جهان، که در آن آنتونی جاشوا و اندی لوئیز جونیور شرکت دارند قرار است در عربستان برگزار شود! در ماه ژوئن سال جاری همراه با حیرت طرفداران مسابقات بوکس سنگین وزن، جاشوا که گفته بود قصد دارد با زنجیرهای از نبردهای بدون باخت در رینگ، یک قهرمان افسانهای شود، یکباره مسابقه را به لوئیز باخت.
اگر در این جدال، حرف فیفا پیش رفت و جمهوری اسلامی با توجیه و چک و چانه، راهی را گشود که دکان فتوی کساد و بیآبرو نشود، و زنها هم بتوانند یکجوری در استادیومها باشند، آنوقت مردم باید باورشان به خود بیشتر شود. هرچند تهدید و سختگیری فیفا کارساز بوده است، اما در اصل این خواست مردم، زنان ماست که بر سینهی جمهوری اسلامی مشت میکوبد.
درحالیکه روشنفکران و رهبران سوسیالیست شیلی ضمن نقدعملکردهای چپ روانۀ خود در وقوع کودتای خونبارِ «پینوشه» علیه دولت «آلنده»، ازملّت شیلی عذرخواهی کرده و راه تفاهم و آشتی ملّی را هموارکردهاند، برای روشنفکران و رهبران سیاسی ایران، گوئی که تاریخ معاصرایران در۲۸ مرداد۳۲ متوقّف شده وبااین «توقف»، ازدرک تحولات عظیم جامعۀ ایران پس از ۲۸مرداد بازماندند، «انقلاب شکوهمنداسلامی» -ازجمله-محصول همین «توقّف» یا تعطیلیِ تاریخ بود.
مقدمهی بر مقالهی امیر طاهری در رسانهی ایندیپندنت فارسی
حجاریان میگوید: «باید به رأی محتوا بخشید و آن را به صدا تبدیل کرد»، باید و باید و باید! از زمان پستهی خندان ملایان، تا به امروز ملت ما هزاران «باید، نکنید، بد است، مبادا» و از این دست شنیده است. اما باید به او گفت: این شما هستید که باید در روش فرسایندهتان تجدید نظر کنید. این شما هستید که باید به مردم بپیوندید و مثل مردم عادی مبارزه کنید. این بایدها – اگر مرد عمل هستید – باید
وقتی که محمد جواد ظریف پیدایش شد، از خوشحالی در پوست نمیگنجیدند؛ که بله ما هم آدم تحصیلكرده که انگلیسی را مثل آب خوردن حرف می زند پیدا کردیم و آبروی سیاست خارجیمان بر میگردد. حق داشتند طفلکیها، پس از صالحی و متکی و خرازی و ولایتی، آدمی پیدا شده بود که «توانست» با آمریکاییها حرف بزند، قدم بزند، راه برود و مذاکره کند و برای اروپاییها تشر بیاید که : «هرگز یک ایرانی را تهدید نکنید!».
امیر طاهری