
— بخشی از مردم و اپوزیسیون ایران، روی نیروهای نظامی کرد در حمایت از دموکراسی «برای ایران» حساب میکنند، آنوقت یک دفعه چنین آبروریزی بشود!! خبر پشت خبر، زمینه سازی مذاکرات، بزن و بکش، بمباران، انکار، سکوت، و باز یک سری کنش و واکنشهای مبهم را از آدمهای پختهی سیاست باید شاهد بود… جدا، کسی میتواند بگوید چه خبر است؟ این جمهوری اسلامیست که ادامه مطالعه یکی بگه! چه خبره؟

بخشی از مردم و اکثریت هاکم سیاستمداران روسها در سالهای اخیر نشان دادهاند که باورهای اخلاقی در آنها، جای ویژهای، حتی در حد فرمالیته و ظاهرنمایی را هم ندارد. آنها به راحتی شانههای خود را بالا میاندازند و انکار بدیعترین اصول اخلاقی در سیاستهای خارجی و داخلی کشورشان را مینمایند. نمونهی بسیار واضح برای این ادعا، حمله به اوکراین و «بازستاندن» به اجبار کریمه بر این
اگر از «بیانیهی ۱۴ نفر» حمایت وسیع و تشکیلاتی شود، در مذاکرات احتمالی بین آمریکا و رژیم، جایگاه مردم مطرحتر خواهد بود. این بیانیه میتواند نقطهی شروعی برای «همسویی کیمیایی ِ» درون و برونمرز باشد. باید برای حمایت از بیانیه تنها به امضا و نوشتارها بسنده ننمود. حمایت تشکیلاتی از این بیانیه قدرت مبارزه مردم را اعتبار و همه را ملزم به پیوستن به آن میسازد.
اپوزیسیون برونمرز سالهاست بدنبال یک فرمول نایاب است. فرمول ِ انسجام ِ مبارزه با جمهوری اسلامی که به فروپاشی و حذف این نظام بیانجامد. این فرمول هست، جایی هست، شاید بسیار بلند و شاید کوتاه، اما هست. مثل همهی بازنگریهای بشر به تاریخ خود که فرمولهای اشتباه را باز میشناسیم، روزی این فرمول نیز عیان خواهد شد تا بازبنگریم که بهترین کرده و ناکرده چه بودند.
روسها در دستیابی به دموکراسی شکست خوردند. و این شکست ادامه دارد. اگر از زمان انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ میلادی تاکنون، به تاریخ تحولات و فراز و فرودهای سیاسی روسها دقیق شویم، این کشور نتوانسته است حتی ارزشهای والای مکتب مارکسیسم را در خود جای دهد. در حالیکه کشورهای اروپایی بسیار خوب از الگویهای انقلاب روسیه ممد جسته و سوسیال دموکراسی را ساختند.
«بیداری ها و بیقراری ها»تأمّلات کوتاه و گذرائی است برپاره ای ازمسائل فرهنگی، تاریخی و سیاسی:دغدغه ها و دریغ هائی درشبانه های غربت تبعید که بخاطرخصلت خصوصی خود،گاه ،روشن و آرام و رام ؛ وگاه،آمیخته به گلایه و آزردگی و انتقاداست. شایدسخنِ
مطلبی را در سایت زیتون چاپ کردهاند. نویسندهی مطلب زبان به شکایه از دنگ و وادنگهای کارهای حکومت و سردمداران کشور گشاده است. از این همه عجز زیردستان و مردم در برابر خواست و کردههای سران جمهوری اسلامی در حیرت است. از ندانمکاریها و بی لیاقتیها در استفاده از منابع مالی و ثروت مملکت نالیده است. از بیعدالتی به تنگ آمده است و استمداد اولین قدمها برای عدالت را دارد. 
فاضل غیبی – اینک کشور با ریزش ناگزیر حکومت اسلامی، خواه ناخواه به سوی دگرگونی بزرگی به پیش می رود. با این تفاوت که اگر این بار نیز ابتکار عمل در دست میهن دوستان نباشد، وزنۀ نیروهای ایرانستیز چنان است که به راستی ممکن است بزودی کشوری به نام ایران بجا نماند. «خطر سوریهای شدن ایران»به حدّی است که بلندگوهای تبلیغی حکومت اسلامی آن را بعنوان برگ برندهای…
هفتهای که گذشت نشان داد که روزهای اخیر آبستن رویدادها و تحولاتی تازه در سپهر سیاسی ایران داخل و خارج از کشور هستند. در فضای سیاسیی که سالهاست بر مردم حاکم بوده است عوامل زیادی دخالت داشتهاند. فاصلهی بین عوامل برای دیدن و شنیدن منافع مردم ما زیاد بوده است. اکنون امید میرود که این فاصلهها کمتر شوند و این عوامل، بر سر شناسایی، رد و قبول یکدیگر بسوی اجماعی جهانی و ایرانی و به نفع 