ندامتگاه یا شکنجه گاه
آنچه در هفته اخیر در اخبار درباره ی تجارب کوتاه نادر فتوره چی از زندان فشافویه خواندیم و شنیدیم، بازهم قبل از رهایی از دوران سیاه جمهوری اسلامی ایران، سیاهه ای شرم آگین بر خاطرات و تجربه ادامه مطالعه جمهوری اسلامی، شرمِ تاریخ ایران است
اگر دقیق شویم اولین بار اینگونه شعارها در ایران سر گرفت و از سوی مردم شنیدیم که ایران را باید پس گرفت؛ «ایران را پس میگیریم». 
جمهوری اسلامی سال هاست تهدید و اخطار بستن تنگه هرمز و دیگر گلوگاه های کشتیرانی خلیج فارس و عمان را تکرار کرده است. هرچند چنین اقدامی خطر بزرگی را متوجه ایران می کند و اینکه جهموری اسلامی دست به آن بزند، هنوز هم بعید است، اما به نظر میرسد احتمال چنین رویدادی این روزها از همیشه بیشتر است. اگر جمهوری اسلامی و آمریکا به مذاکره ننشینند آنگاه می توان جدی تر
حکومتها چه دموکرات باشند چه دیکتاتور، روشهای متفاوتی را که جنبه های روانشناسانه دارد تمرین میکنند تا با افکار و اراده ی مردم بتوانند بازی نمایند. این بازی به این شکل پیش می رود که تصمیم ها و خواستهای مردم که با برنامه های حکومت همسو و همصدا نیستند دچار تردید و شک می شوند. نتیجه نیز قابل درک است؛ سیاستمداران زمان بیشتری برای خود می خرند و سازماندهی خواست مردم را بهم
«تشکیل دادگاه ها با هیئت منصفه مردمی»! هیئت منصفه مردمی در دادگاه های حکومتی که «ولی فقیه» امام زمانی دارد و «رییس قوه قضاییه» با درجه اجتهاد دارد و شورای نگهبان و «مصباح یزدی» دارد! هیئت منصفه مردمی در دادگاه هایی که وکیل متهم را می گیرند می برند زندان و شکنجه اش می کنند! اگر آقای محمد خاتمی قصد پس و پیش کردن ویرگول ها را نداشته باشد، احتمالا مزاح می فرماید! 

