
ایران ما در میان دستان دو گروه بزرگ قرار دارد. دستان یک گروه خونین، چشمانشان سرخ، دلهایشان پر از کینه و نفرت و آرزوهایشان در میان دود و آتش و خون و ناله است. گروه دیگر دستانشان نحیف اما فراوان، دلهایشان مستمند مهر و دوستی، آرزوهایشان آکنده از اشک و خنده و آواز است …
اسلام از لحاظ نگاه و عطش به قدرت سیاسی و به منظور به زیر سلطه کشاندن غیر مسلمانان از بدو تولد تا به این لحظه از جنسی غیر از یهودیت است. «یهودیت» هرگز امپراطوریها و حکومتهایی به وسعت و بزرگی اسلام و مسیحیت را در اختیار نداشته است. بلکه از اوان پیدایش خود در آوارگی و قالب اقلیتهای راسخ و «با نفوذ (مخفیکاری)» زندگی خود را ادامه داده است.

آنچه که در تمام مباحث حول مفهوم و نوع خشونت مشکلآفرین بوده است و در زمینههای اجتماعی و سیاسی خشونت را به زیر سوال برده است نوع نگرش «اخلاقی» به مقوله است و با این استناد که خشونت «نیکخویی» بشر را زایل میگرداند و بشر را از تمرین و ممارست با «تدبیر» بینیاز میکند.