
گذار از یک حکومت دیکتاتوری، و بدست مردم هرگز آسان نیست. تاریخ گواه است که جز این نمیتواند باشد. این نوشتار میخواهد به این نگاه بپردازد که آنچه که در روزهای گذشته در ایران گذشت چه دستاوردی داشت و نقش شاهزاده رضا پهلوی در این اعتراضات چگونه بوده است. فراخوانی که از سوی شاهزاده اعلام شد و بازتاب این فراخوان در اعتراضات مردم ایران رخداد تازهای بود که در ایران سابقه نداشت.
در آغاز دو مقوله را بیان کنیم تا بر اساس این دو، نوشتار ما دارای خطوط اصلی تحلیل باشد.
آ) رویارویی مردم معترض، بدون پشتوانهی نظامی، با رژیمی بیرحمی چون جمهوری اسلامی در چه شرایطی میتوانسته یا میتواند با کمترین هزینه روبرو باشد؟
ب) وقتی سازمان یا فردی مسئولیت رهبری یک خیزش مردمی را بعهده میگیرد همیشه خود را در معرض دو ریسک قرار می دهد. نخست، اینکه آیا مردم به او پاسخ خواهند داد یا نه. دیگر آنکه بخشی از عواقب و پیامدهای منفی این همکاری متوجه سازمان یا فرد خواهد شد.
گذار
آنچه که در ایران در طول شانزده روز گذشته روی داده است و تعداد هولناک کشتهشدگان بدست نیروهای سرکوب رژیم، خواست و مورد تایید هیچ ایرانی میهندوستی نیست. همه از این روزهای دردناک حذر میکردیم. هرچند که در سالهای گذشته هم نمونههایی از این درگیریهای خونآلود بین مردم و رژیم جمهوری اسلامی دیده شده بود و لاجرم مینمود اما اینبار تعداد جانباختگان این اعتراضات بسیار بالا است و ارقام واقعی دهشتناک خواهند بود.
چه کردیم تا به این قتلعام نرسیم؟ مردم ایران با پشت سرگذاردن دیسکورسها و مقاطع سیاسی مختلفی سعی کردند از این قتلعام دور بمانند. قتلعامهای سال ۶۷ و دههی اول انقلاب از چشم آنان تا سالها پنهان بود. اما خلق و خوی خونآشام رژیم را همه میشناختند. مردم ایران به اصلاحات دل بستند. نزدیک به ۷ دورهی چهارسالهی ریاست جمهوری را با امید و سوسوی نگاه به اصلاحات پشت سر گذاشتند. در جنبش سبز و در قیام مهسا کشتههای فراوانی دادند تا به رژیم بگویند بهتر است رژیم از سر سازش با مردم درآید و منافع مردم را ارجح بر ترجیحهای خود بشمارد. شاهد نابودی زیستمحیط خود شدند. شاهد تاراج ثروت زمین ایران شدند. اما رژیم نجابت مردم ایران را برای گذار از استبداد و ایدئولوژی به سوی یک نیمچه آزادی، و عقلانیت در تقسیم منافع مردم نادیده گرفت.
چشم بستن و خود را به کوری زدن است اگر بگوییم باور داشتهایم که روزی گذار نرم از جمهوری اسلامی ممکن است. خود گولزدنی بیش نیست؛ اگر کسی تصوری جز یک کشتار وسیع بدست مردم در روزهای براندازی رژیم نداشته است. هیچکس نیست که نداند و نمیدانسته که جمهوری اسلامی در زمان نفسهای آخر، ماههای آخر و هفتههای آخر، سختترین انتقام خود را از مردم ایران خواهد گرفت. حتی به قیمت ویرانی ایران تا شاید شکر دوران حکومت سیاه خود را بر دهان چندی جا گذارد. قاتل به این کشور آمد و قاتل از این کشور خواهد گریخت. بنابراین تصور و یا تعمیم این دیدگاه که «فروپاشی رژیم ایران بدون خشونت ممکن است»، یک اشتباه سیاسی مغرضانه یا ناآگاهانه است.
فراخوان شاهزاده
شاهزاده مدتها بود که از سوی بخش قابل توجهی از ایرانیان دعوت میشد تا نقش و امکانات خود را برای پیشبرد روند مبارزهی علیه جمهوری اسلامی بکار گیرد. او خود را سالها در معرض سختترین آزمایشها و ارزیابیها از سوی اپوزیسیون ایران قرار داده است. برای او بدیهی بود و هست که در زمان مناسب و لازم از همهی امکانات خود استفاده نماید و گذار از جمهوری اسلامی را مقدور سازد.
آیا اعلام فراخوان از سوی شاهزاده کمک به این اعتراضات کرد؟ پرسش درست اینست که آیا شاهزاده میتوانست فراخوان ندهد و در جایگاه ادعای رهبری و کمک به مبارزه باقی بماند؟ اعتراضات از بازار ایران شروع شد. بسرعت مردمی شد. و، یکباره, با شگفتی همگان در کلیپهای ارسالی از ایران شنیدیم که مردم شعار «جاوید شاه» سر دادند و شاهزاده را فراخواندند. شاهزاده باید فراخوان میداد. او پس از اینکه شنید مردم او را در کف خیابان صدا می زنند، به آنان گفت از این لحظه من با شما و شما با من هستید!؛ یک کنش سیاسی کاملا عملگرایانه که لاجرم بود.
آیا شاهزاده حق و صلاحیت اعلام فراخوان را داشت؟ شاید طرفداران سازمان مجاهدین و یا کردها بگویند که نداشت. نداشت زیرا کار نظامی بلد نیست و لشکر و تسلیحات و چریک ندارد! نیروی مدیریت در ایران ندارد. باید در برابر این ادعاها و ایرادها پرسید که آیا رهبر انقلاب مردمی دوران ما لازم است اینها را به همراه داشته باشد؟ آیا شاهزاده قرار بود که از مرزهای دریایی یا زمینی نیروی چند هزار نفرهی مسلح وارد کند؟ اگر پاسخ آری است، باید گفت که این بحث با کسانیکه رهبریت شاهزاده را با رهبر سازمان چریکی یکی کردهاند، بیسرانجام است و بسته شود بهتر است.
آیا شاهزاده باید زمان و ساعت مشخصی را برای فراخوان میداد؟ پاسخ را با پرسش بدهیم؛ اگر میگفت در خیابانها بمانید تا خبرتان کنم، این از منظر رهبری اعتراضات کار درستی بود؟ طبعا باید که شاهزاده روز و زمان خاصی را اعلام میكرد تا هم تعداد طرفداران خود را بداند و هم به حکومت اعلام کند از این پس من زمانیکه بخواهم در خیابانهای شما هستم و با شما مبارزه میکنم. قبلا در مقالهی قبلی نوشتیم که حضور نام و شعارهای شاهزاده در بین مردم، برای اولین بار در طول ۴۷ سال به جمهوری اسلامی یک آلترناتیو زنده و فعال را معرفی کرد،
آیا شاهزاده در دعوت از آمریکا و دونالد ترامپ برای کمک به معترضان تاکتیک درستی دارد؟** اگر باز گردیم به رویای «گذار نرم یا اصلاح حکومت»، آنوقت پاسخ این پرسش، دور نیست. شاهزاده خواهان ریختهشدن خون مردم و شکست اعتراضات مردم نیست. وقتی آلترناتیو حکومت جمهوری اسلامی شدی میباید خود را از توهم و پرهیزکاری سیاسی دور نگاه داری. قیام سهمگین مردم ایران نباید به شکست بیانجامد و بیدرنگ این را هم بیافزاییم که آیا تنها با قیام مردم میتوان جمهوری اسلامی را سرنگون کرد؟ اختلافنظر بر روی پاسخ این پرسش هم کاملا سترون است. سترون است زیرا پس از ۴۷ سال مبارزه پیگیر و جانکاه مردم ایران، رژیم نشان داده است که هیچ خطقرمزی در سرکوب ندارد زیرا خود را ولی خدا و مالک مردم میداند.
آیا در درون ایران آلترناتیو جمهوری اسلامی وجود دارد؟ این پرسش یک پرسش استراتژیک است و بدان باید پرداخت. نخست اینکه اگر این آلترناتیو جز شاهزاده است و در ایران است، تا چه اندازه مردمی است و چقدر از اعتبار نزد مردم برخودار است. چنانچه این آلترناتیو از درون دولت پزشکیان زاده میشود، با استناد به شرایط موجود و شکست و بیتفاوتی دولت پزشکیان، نمیتوانیم بگوییم که قابل قبول مردم ایران است. بسیار دور از عقل مینماید که حتی با مرگ خامنه ای بدون یک کودتای نظامی هیچکدام از سران قدرت بتوانند جای خامنهای را پر کنند. این کودتای نظامی حتی اگر در همکاری با یک دولت خارجی هم باشد، باز در برابر شعارهای اعتراضات مردم باید قد علم کند – اگر سینه سپر نکند.
اگر این آلترناتیو، شورایی از مخالفان رژیم و باورمندان به فروپاشی حکومت باشد، آنوقت برای همکاری با شاهزاده بهانهای نخواهد داشت و شاهزاده هم نشان داده که به حذف وزنههای سیاسی از قدرت، باور ندارد منوط به اینکه به چهار اصل مبارزهی در کنار شاهزاده اعتقاد داشته باشند.*** بدیل دیگر اینست – آنچه اصلاحطلبان و چپها امید بدان دارند – که دولت آمریکا پس از فروپاشی رژیم با افراد سیاسی و سران درون ایران به تعامل برای دوران گذار برسد. در چنین حالتی، حمایت معترضین، که در ماههای آینده و بویژه پس از فروپاشی رژیم بخش بزرگ مطالبهگر مردم هستند، متوجهی شاهزاده خواهد بود و او را پیروی خواهند کرد؛ نادیدهگرفتن مردم پس از این تعداد کشته غیرممکن است!
نقطه
۱۳ ژانویه ۲۰۲۶
** هم اکنون در ایکس پیام پریزیدنت ترامپ ظاهر شد: «وطنپرستان کمک در راه است!». و ام آی جی ای. ببینید چگونه «گرویدن سیاسی» برای انسان، در لحظات تاریخی همچون پرندهای گریزان از قفس به بیرون میجهد و با خود پرواز را بدوش میکشد. آنهمه تعالی و ایدههای فاخر و عزت سیاسی اینک در بین کدام ایرانیان همسوی دخالت آمریکا برای آزادی ایران نیست؟
*** تمامیت ارضی و همبستگی ملی، دمکراسی، سکولاریسم و جدایی دین از حکومت، و بیانیه حقوق بشر