
امروز چشمانمان به متنی کوتاه افتاد و چند صد امضا که در زیر آن گرد آمده بودند. در سایت گویا، این مطلب را خواندیم. هنوز بیش از ۱۷ لایک و ۳ آنلایک را به این مطلب نداده بودند. اکنون فکر کنم از ۹۰ لایک گذشته باشد، با آنکه دقایقی زیادی را پشت سر نداریم. مطلب در رابطه با آنچه بود که آنرا «کارزار نه به جمهوری اسلامی» نام نهادهاند. میدانم دربارهی این کارزار بزودی بسیاری خواهند نوشت، زیرا دربارهی آن نوشتن بسیار کار سادهای است .
ادامه مطالعه «نه»ی بزرگ، «آری» کوچک، و اول کاریم – نگاهی به کارزار «نه به جمهوری اسلامی»










یکی از خوانندگان این سایت با کنایه پرسیده است که چرا سایت نقطه کمکار شده است، آیا تهدید شده و ترسیده است و میخواهد آرام آرام کنار بکشد و محو شود؟ در فضای افکار و جهانبینیهای حاکم بر داوری آنهاییکه سیاست را دنبال میکنند، این پرسش تقریبا جزو بدیهیات و نگرشهای نهادینه شده در بین ما ایرانیان است. ابدا از این پرسش نباید رنجید بویژه که این افراد از نزدیک با نویسنده در تماس نیستند.
از سال ۱۹۹۰ میلادی که جهان با اوج گرفتن سرعت پیشرفت کشورهای مجهز به فنآوری اطلاعات مواجه شد، زنگ خطری به صدا درآمد اما گوشهای بسیاری شنوا نبود. یکی از این گوشهای کیپ و مغزهای در قرنطینه باورهای خود و نگاه دوخته شده به افقی موهوم را باید ایران و ایرانی دانست. یکباره توازن تجمع ثروت در کشورهای جهان نمودار متفاوتی را که از دههی ۱۹۷۰ آغاز کرده بود نشان داد.