تجزیه‌طلبان کرد و پرسش‌های ماندگار – همراه با تحلیل مهدی نصیری

مهدی نصیری فایل تصویری در رابطه با موضع تجزیه‌طلبی کردها را انتشار داده است. این فایل که نزدیک به یکساعت است تقریبا نگاهی به مشکلات موجود بین بخشی از کردهای ایران و دولت مرکزی پس از جمهوری اسلامی دارد. اینگونه‌ انبوه چیدن مسائل در کنار هم که امروزه با توسل به هوش مصنوعی کاری روان و ممکن شده است، می‌تواند برای بسیاری از مخاطبان جهت داشتن یک بنیان اولیه، برای از جمله شرکت در بحث‌های سیاسی غیررسمی و دادن نظم فکری به نگاه سیاسی مخاطب، مفید واقع گردد. اما در دراز مدت، و جهت آمادگی برای زمانیکه مردم

ایران، پس از فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی، به پای صندوق‌های رای آزاد بروند، باید اینگونه بحث‌ها عمیق‌تر و با مباحثات دوطرفه به داوری مردم گذاشته شوند. کردها نیز همچون مجاهدین خلق از مناظره‌های مستقیم و تحلیل‌های صریح دوطرفه در طول چند دهه گذشته با اینکه فضای رسانه‌ای مناسب وجود داشته است امتناع ورزیده‌اند. آنها بیشتر با یک سیاست دو‌لبه در اپوزیسیون حضور یافته‌اند که در ادامه بدان می‌پردازیم. بسیار کمتر دیده‌ایم که کردها در دفاع از نظریه‌های سیاسی تجزیه‌طلبی در گفتگوهای صریح و علنی شرکت جسته باشند و به اقناع دیگر مردمان ایران زبان گشوده باشند. آنها همیشه منطق «چکش آهنین»، و ارجاع مسائل را به «خواست ملت کرد» ترجیح داده‌اند و هماره با تکرار منطق کلامی و اتکا به مشی مسلحانه‌ی اکراد خود را بازگفته‌اند. طبعا مبنای خواست‌های سیاسی کردهای تجزیه‌طلب؛ آنچه که آنها آنرا ظلم و ستم مضاعف قوم «فارس» و حکومت‌های ایران در ۹ دهه‌ی گذشته به اکراد می‌دانند، بوده است. اجزای استناد کردها به روند سیاسی «دموکراتیک» تجزیه‌خواهی آنان، اگر چه با اقدام سیاسی قاضی محمد ریشه یافته است، اما اشاره‌های مستمر به حقوق بین‌الملل و ترکیب «حق تعیین سرنوشت» در اسناد سازمان ملل متحد می‌باشد. کلیپ یکساعته مهدی نصیری اگر چه مجمل و فشرده به زیرساخت‌های موجود دموکراتیک برای ادعای تجزیه‌طلبی کردها می‌پردازد و با بیان پرسش‌ها و پاسخ‌های تقابل‌آفرین بحث را باز می‌کند، اما همچنان در حد مقدمه‌ای بر این اختلاف مردمان باورمند به یکپارچگی ایران با کردهای تجزیه‌طلب است، اختلافی که نزدیک به صد سال قدمت دارد. به این دلیل، باید که در آینده تمامی شش موردی که توسط مهدی نصیری مطرح شده‌اند به تفصیل و با ذکر شواهد جهانی و برخواسته از قوانین بین‌المللی مدرن و کشورهای دموکراتیک مورد بررسی قرار بگیرند و در هاله‌ای از سیاه و سفید ادعاها و انگ‌های موافق و مخالفان دیسکورس تجزیه‌طلبان کرد باقی نمانند. آنچه که در کنار بحث مطرح شده توسط مهدی نصیری ناگفته می‌ماند و باید بدان پرداخت، مسیر و انتخاب‌ها و کنش‌های سیاسی احزاب کرد در سالهای اخیر است. در این مقوله، از دید این قلم، احزاب کرد کارنامه‌ی خوبی ندارند و برعکس، داده‌ها گواه بر اشتباهات مکرر در تاریخچه‌ی سیاسی کردها است. آنها همواره در تمام بحث‌ها و تمام مناظره‌ها، بسی ابتدایی، سه ضلعی دیسکورس خود را مطرح کرده‌اند: یک مجموعه از «واژ‌ه‌های» سیاسی را که بجا مانده از فضای سیاسیی که منجر به انقلاب اسلامی ایران هستند برای بازگویی حقانیت تاریخی خود بکار می‌گیرند، یک مجموعه‌ای از آرمان‌ها و آرزوهای بیشتر ایده‌آلیستی برای مردم کرد مثل حکومت کرد بر کرد را افق سیاسی متعالی خود میدانند و یک لیست از اشتباهات و ظلم حکومت‌های مرکزی ایران از زمان پهلوی تا به امروز جمهوری اسلامی را مبنای دادخواهی مسلحانه و دفاع از قیام قاضی محمد قرار داده‌اند.

کردهای خارج‌نشین و حامی احزاب کومله، کردستان ایران و کردستان، سالهاست از یک جو کنش و تقابل سیاسی دو لبه برای دستیابی به اهداف خود بهره و یا استفاده نادرست می‌نمایند. آنها هرگز در بحث‌ها حاضر به ارائه دلایل سیاسی قوی و مدرن برای تبیین دیدگاه سیاسی خود نیستند. بلکه با تکیه بر یکسری واژگان بیشتر احساسی و کلیشه‌ای طرفداران خود و مخالفان خود اقنا و وادار به سکوت می‌کنند. این دو لبه‌ی تاکتیک کردها چه هستند؟ بنیانگذار لبه‌ی نرم این سیاست‌ها زنده‌یاد عبدالرحمان قاسملو بود. وی به این نتیجه‌ی سیاسی رسیده بود، که حل مسائل و خواست‌های مردمان کرد ایران باید با تنش کم و بدون درگیری‌های نظامی ممکن گردد. او پس از شکست سنگین در مبارزه با نیروی مخوف سرکوبگر و انقلابی روح‌الله خمینی و بجا گذاشتن یکی از تلخ‌ترین دوران مبارزات کردها با حکومت مرکزی، به نوعی عقب‌نشینی دیرهنگام و با آشفتگی استراتژیک گرفتار آمد و این را تا آنجا ادامه داد که قربانی یکی از راحت‌ترین ترورهای جمهوری ملایان شد. او با تاکید بر «ایرانیت» بعنوان بخشی (فرعی) از هویت مردمان کرد، در گستره‌ی سیاسی بسیار آشفته‌ای موفق شد به اتحادی نسبی و همسویی بین اکراد دست یابد و خود را در جایگاه یک رهبر سیاسی مدرن و خواهان همگرایی کردها تصویب نماید.

این لایه از رفتار سیاسی کردها در برابر حکومت و «فارس»‌های ایران، ادامه یافت و عبدالله مهتدی، رهبر حزب کومله‌ی کردستان، که حزبی مارکسیستی و بسیار تند‌رو بود، بیشترین وفاداری به روش سیاسی قاسملو را تا به امروز از خود نشان داده است. با وجود اینکه دکترین «تنش‌زدایی» و «تخفیف عداوت» با فارس‌ها و دیگر ایرانیان از سوی قاسملو به کار گرفته شد، اما حزب دموکرات کردستان ایران که قاسملو در زمان حیات خود رهبر آن بود، در دو دهه‌ی اخیر با ریاست مصطفی هجری، بسیار حزبی تندرو شده است و بازگشتی به واژه‌ها و روایت‌های قدیمی کردها را رواج می‌دهد.

لایه‌ی دوم رفتار سیاسی کردها پس از مرگ قاسملو، بسی آشفته و دور از ترتیب سیاسی، رقم خورده است. نوعی بازی با احساس و منطق بویژه «فارس‌ها» از سوی کردها پیوسته در جریان است. این بازی ناشیانه اما حساب‌شده‌ی سه حزب مذکور و چند حزب پیرامونی جنبش تجزیه‌طلبان کرد سالهاست ادامه دارد. از آنجاییکه این جنبش نمی‌تواند بعنوان یک جنبش مدرن دموکرات ادعا و یا اعلام عداوت علنی با دیگر مردمان ایران بکند، انشعاب کاملا غیرحرفه‌ای را در کنار این جنبش آبیاری کرده است. حمله‌ی‌های پیوسته از سوی طرفداران و هواداران تجزیه‌طلب‌های کرد به هویت «فارس»، زبان فارسی، تاریخ ایران کهن، پادشاهان بزرگ ایران و حتی سنت‌های و اعیاد فرهنگی ایرانیان رواج دارد و از ابزارهای لذت‌آفرین ایندسته از اکراد در مسیر دستیابی به جداسازی کردستان از ایران است. به هر روی لایه‌ی کنش‌های از ایندست کردها که مدام تلقی‌های جزمی، اتهام و انتقام‌کشی‌های احساسی را اسباب کار خود قرار می‌داد، تا مدت زیادی با باور به زکاوت کردها در این مبارزه با هویت ایران و ایرانی، با شل کن و سفت کن‌های متبحرانه‌ای تکفیق شه بود. تا اینکه آرام آرام اقبال سیاسی شاهزاده رضا پهلوی از سوی مردم ایران و کنش سیاسی سپردن وکالت به شاهزاده علنی و همه‌گیر شد. کردهای تجزیه‌طلب که گویی خود را بسیار مجرب‌تر و زیرک‌تر از دیگر ایرانیان می‌بینند و با دولبه‌ی سیاست مدارا و ناسازگاری سالها از دید خود همه‌ را بازی داده بودند، اینبار شمشیر‌ها را از رو بستند. آنها سالها از یک‌سو دست دوستی نشان دادند و اینکه در جاده‌ی مبارزه با جمهوری اسلامی همسو و همراه دیگر مردم ایران هستند. و از یکسو مدام بر طبل گزاره‌ی سنتی «حق مردم کرد در تعیین سرنوشت خود» کوبیدند. ولی یکباره در اتحادی کم‌نظیر در برابر شاهزاده قرار گرفتند. تا آنجا این خصلت ذاتی تجزیه‌طلبان گستاخ شد که بی‌احترامی و بی‌تفاوتی به خون و جان قربیان ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ را کاملا از سوی اکراد می‌شد احساس کرد و هرگز تلخی این کرده فراموش نخواهد شد. ایران که قرار بو،د به امید تجزیه‌طلبان، به جنگ‌های داخلی و هرج و مرج و اسارت در بی‌برنامه‌گی سیاسی بیافتد، یکباره رهبر واحد خود را فریاد زد و نشان داد که خون و جان ایرانی برای حفظ ایران، رشادت و جسارت بی‌نظیر در تاریخ ایران را در هزاره‌ی سوم شلختگی‌‌های سیاسی و اقتدار چپ جهانی به خیابانهای شهرهای ایران می‌آورد. نامی از شهرهای ساکت و خانه‌گزیده‌ی ۱۸ و ۱۹ تیرماه نمی‌آوریم. اما ناگفته نباید بماند که نقطه، جدایی و انفکاک کردها از دیگر مردمان ایران را در میان امواج خون انقلاب شیر و خورشید یک رویداد علنی و غیر قابل انکار می‌بیند. مواضع و رفتاری دور از آرمان‌های سیاسی آزادیخواهانه مردم ایران و خاورمیانه از احزاب کرد اعلام شد. بازی ساده‌لوحانه‌ی احزاب کرد، «که تا دم مناسب صبر کنیم و سپس ماهی خودمان را از آب بگیریم» دیگر یک موضع علنی شد و تا جایی پیش رفتند که اتحاد با مجاهدین خلق و فاند‌خورهای «کنگره‌ی آزادی» را برای تضعیف موقعیت شاهزاده بررسی، توجه بفرمایید؛ بررسی کردند. واقعیت اما چیست‌ و پاسخ این پرسش کجاست؟ موفقیت پیش‌کش‌ اینها هم نخواهد شد؛ حتی اگر از رهروان خردسال جاده‌ی شفاف سیاست بپرسید.

در پایان اینکه:

احزاب کرد با زیرکی خود را از نقد متقن و تحلیل سیستماتیک دور نگاه داشته‌اند. نقد تحلیلی و ایرادات جاری بر دیگر سازمانها و خواص و نهاد‌های اپوزیسیون ایران در خارج، هرگز شامل کردها نشده است. زیرا آنها با همین سیاست دولایه‌بازی خود را بنوعی «جدا از ایران» و بنوعی «مشترک المنافع با ایران» آرایش نموده‌اند. این بازی پایان یافت. زمان بهای سنگین اشتباهات سیاسی سه حزب بزرگ کردهای ایران فرا رسیده است. نفس دموکراسی می‌گوید نفی هیچ جریان سیاسی نه ممکن و نه به صرفه است. اما هیچ جنبنده‌ای در میدان سیاست ایران منزه از نقد ایرانیان نیست. سه حزب کرد مذکور باید به نقد و تحلیل از اقلیم اسطوره‌ای کردستان عراق بپردازند. باید به مشروعیت سیاسی دیسکورس‌های قدیمی شده و نیازمند بی‌روز شدن خود بپردازند. خوش‌باورند که با این بازی‌های روتین‌شده از قضاوت و داوری بر تاریخ سیاسی خود کنار می‌مانند.

نقطه

۶ ژون ۲۰۲۶